اليعقوبي ( مترجم : آيتى )
6
البلدان ( فارسى )
روزگار پيشين يعنى در دوران خسروها و عجمها شهرى نبود ، بلكه دهى بوده از روستاهاى ناحيهء « بادوريا » چه شهر خسروها كه آن را از ميان شهرهاى عراق بر گزيدند ، « مدائن » بود كه تا بغداد هفت فرسخ فاصله دارد ، و ايوان خسرو انوشيروان همانجا است . در بغداد جز ديرى در محل ريختن رودخانهء « صراة » بدجله كه به آن « قرن الصّراة » گفته مىشود نبود ، و آن همان ديرى است كه « دير عتيق » ناميده مىشد ، و تاكنون همچنان بر حال خود باقى است ، و جاثليق مهتر ترسايان نسطورى در آن فرود آمد ؛ و نيز در دوران عرب هنگامى كه اسلام پديد آمد ، بغداد وجود نداشت ، چه عرب ، بصره و كوفه را بنيان نهادند ، كوفه را « سعد بن ابى وقّاص زهرى » كه عامل عمر بن خطاب بود ، در سال هفدهم ، و بصره را « عتبة بن غزوان مازنى » - مازن قيس - كه در آن موقع عامل عمر بن خطاب بود ، در سال هفدهم ، بنيان گزاردند ، و عرب در اين دو شهر كوى و برزنها برگزيدند ، جز اينكه همگى ، مهتران و بزرگان و بازرگانان سرمايهدارشان به بغداد منتقل شدند . بنو اميه در عراق سكونت نداشتند ، چه ايشان ساكن شام بودند « معاوية بن ابى سفيان » بيست سال براى عمر بن خطّاب و سپس براى عثمان بن عفّان ، عامل شام بود و در شهر « دمشق » اقامت مىكرد و خاندانش نيز همراه وى بودند ، پس چون بر زمامدارى دست يافت ، و سلطنت بوى رسيد ، همان دمشق را كه مركز نفوذ و محل سكونت ياران و پيروان وى بود ، محل سكونت و دار ( الملك ) خويش قرار داد . پس از معاويه نيز پادشاهان بنى اميه در دمشق اقامت گزيدند ، چه آنان در همانجا پرورش يافته بودند و جز آنجا را نمىشناختند ، و كسى جز مردم آنجا به آنان ميل نمىكرد . پس چون خلافت به عمو زادگان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ، از فرزندان عباس بن عبد المطلب رسيد ، باحسن تشخيص و خردمندى و كمال بصيرتى كه داشتند برترى و شكوه و وسعت عراق را شناختند ، و نيز دانستند كه عراق در وسط دنيا